دکتر سجاد یوسفی
/
«لجستیک رأی» یعنی وقتی انتخابات از رقابتِ برنامهها خارج میشود و شبیه یک قمارخانه کار میکند: مردم با اضطرار وارد بازی میشوند، اما سود اصلی به جیبِ صاحبخانه میرود.این شبکه معمولاً در ۵ مرحله پیش میرود:1) *نقطهزنی: میروند سراغ محلههایی که کارخانه تعطیل شده، بیکاری و بدهی بالا رفته، یا بحران معیشت مردم را درگیر «امروز» کرده. وقتی ذهن در حالت بقاست، سیاستِ بلندمدت دیده نمیشود.
2) پلزنی: مستقیم وارد نمیشوند؛ واسطه میسازند. دلالِ محلی، چهرهی بانفوذ، هیئتی یا هر کسی که «اعتبارِ غیررسمی» دارد میشود کانالِ انتقال اعتماد.
3) کارتِ معامله: سیاست را به مبادله تبدیل میکنند: وعدهی وام، استخدام، امتیاز، هدیههای خرد. رأی از حق شهروندی میشود «واحد خرید و فروش».
4) زنجیرهسازی: جوانان بیکار و افرادِ چشمانتظار را با وعدهی کار و اعتبار به بدنهی وفادار تبدیل میکنند؛ وفاداری نه از باور، از وابستگی تغذیه میشود.
5) مهار:* نهادهای مستقل (خیریه، انجمن مسجد، NGO، صنف) را قبل از مطالبهگری با کمکهای نمایشی خنثی میکنند.نتیجه؟ صندوق رأی میشود ابزار تمدید شبکه، نه تجلی اراده عمومی.